فتوای من

سر کوى تو، به جان تو قسم! جاى من است به خـــــــــم زلف تو، در میکده ماواى من است...... عارفانِ رخ تو جملــــــــــــــــه ظلومند و جهول این ظلومىّ و جهولى، سر و سوداى من است...... عاشـــق روى تو حسرت زده اندر طلب است ســــــر نهادن به سر کوى تو، فتواى من است...... عالـــــــم و جاهل و زاهد، همه شیداى تواند این نه تنهـــــــــــــا رقم سرّ سویداى من است...... رخ گشـــــــا، جلوه نما، گوشه چشمى انداز این هــــــــــواى دل غمدیده شیداى من است مسجد و صومعـــــــــه و بتکده و دیر و کنیس هر کجا مــــ

ضربان قلبم حسین "صلواة الله علیه"
نویسنده : - ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢٧
 

دست من و تو نیست اگر عاشقش شدیم
خیلی حسین"ع" زحمت ما را کشیده است

 

اللهم اجعلنی مجددا لدینک و محی لشریعتک
اللهم اجعلنی من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین الیدیه


 
 
دلم عجیب گرفته برایتان...
نویسنده : - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦
 

حتما قرار شاه وگدا هست یادتان
آری همان شبی که زدم دل به نامتان
مشهد، حرم، ورودی باب الجوادتان
آقا! دلم عجیب گرفته برایتان.

 

 

اللهم اجعلنی مجددا لدینک و محی لشریعتک

اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و المستشهدین بین الیدیک


 
 
بدم اما...
نویسنده : - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٢
 

بَدَم اما گرفتار تو هستم


مگر هر کس که بد شد دل ندارد

اللهم اجعلنی مجددا لدینک و محی لشریعتک
اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و المستشهدین بین الیدیک


 
 
می دانم...
نویسنده : - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٩
 

خدایا

دستهای خالی ام را بگیر...

... می دانم

بنده ی خوبی نبودم

اما

می دانم

خدای خوبی هستی...

اللهم اجعلنی مجددا لدینک و محی لشریعتک
اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و المستشهدین بین الیدیک


 
 
و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید...
نویسنده : - ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٠
 

شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد در حالی برگزار شد که  اسرائیل به بان کی مون دبیر کل سازمان ملل و سایر رهبران جهان هشدار داد که در هنگام شرکت در اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها در تهران مراقب دام تبلیغاتی ایران باشند.

و همچنین ییگال پالمور سخنگوی وزرات خارجه اسرائیل گفته بود: "بدون شک این کنفرانس توسط حکومت ایران جهت اهداف تبلغاتی استفاده خواهد شد و آن ها سعی در مشروعیت بخشیدن به سیاست های خود خواهند داشت. ما انتظار داریم تمام کسانی که تصمیم دارند تا به آنجا بروند از نیت ایران مطلع باشند و مراقب سقوط در این تله باشند."

این گفته سران صهیونیسم مرا به یاد روایتی در مورد امیرالمؤمنین "علیه السلام" در ماجرایی با  طلحه و زبیر که به ناکثین شهرت دارند انداخت که در پایان به آن اشاره می کنم.

به عنوان یک مسلمان ایرانی به سران صهیونیسم بابت این نگرانی حق می دهیم چرا که سخنان مقام معظم رهبری در این اجلاس و مطرح کردن برخی سخنان خطاب به آمریکا و سران صهیونیسم در حضور سران 51 کشور عضو جنبش عدم تعهد جای بسی نگرانی داشت و دارد. این اجلاس فرصتی نه تنها برای ایران بلکه برای جهان اسلام بود تا آرمانهای خود را به گوش تمام جهانیان توسط سران کشورهای عضو برساند.

 آرمان هایی چون:

"اسلام به ما آموخته که انسان‌ها با وجود ناهمگونی‌های نژادی، زبانی و فرهنگی، فطرت همسانی دارند که آنها را به پاکی، عدالت، نیکوکاری، همکاری و همدردی فرامی‌خوانند. همین سرشت همگانی است که اگر از انگیزه‌های گمراه‌کننده به سلامت عبور کنند، انسان‌ها را به توحید رهنمون می‌کنند. این حقیقت قادر است پایه و پشتوانه تشکیل جوامع آزاد، سرافراز و برخوردار از پیشرفت توامان باشد و شعاع معنویت را به انگیزه‌های مادی نفوذ دهد و بهشتی دنیایی برای آنان فراهم آورد."

"ایران بمب هسته‌ای نخواهد ساخت اما از حقوق خود برای استفاده از انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز نیز صرفنظر نخواهد کرد."

"شعار ما این است که انرژی هسته‌ای برای همه و سلاح هسته‌ای برای هیچکس. ایران هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نیست اما از حق ملی خود برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای نخواهد گذشت."

و "سخن ما آن است که فلسطین متعلق به فلسطینى‌ها است و ادامه‌ى اشغال آن، ظلمى بزرگ، تحمل‌ناپذیر و خطرى عمده براى صلح و امنیت جهانى است. همه‌ى راههائى که غربیها و وابستگان آنها براى «حل مسئله‌ى فلسطین» پیشنهاد کرده و پیموده‌اند، غلط و ناموفق بوده است و در آینده نیز چنین خواهد بود. ما راه‌حلى عادلانه و کاملاً دموکراتیک را پیشنهاد کرده‌ایم: همه‌ى فلسطینى‌ها، چه ساکنان کنونى آن، و چه کسانى که به کشورهاى دیگر رانده شده و هویت فلسطینى خود را حفظ کرده‌اند، اعم از مسلمان و مسیحى و یهودى، در یک همه‌پرسىِ عمومى، با نظارتى دقیق و اطمینان‌بخش شرکت کنند و ساختار نظام سیاسى این کشور را انتخاب نمایند و همه‌ى فلسطینیانى که سالها رنج آوارگى را تحمل کرده‌اند، به کشور خود باز گردند و در این همه‌پرسى و سپس تدوین قانون اساسى و انتخابات، شرکت نمایند. آنگاه صلح برقرار خواهد شد."

به راستی سران آمریکا و صهیونیسم چه مقدار باید هزینه تبلیغات نمایند تا بتوانند اثر بازتاب سخنان مقام معظم رهبری را خنثی سازند؟

بازتابهایی چون 

خبرگزاری فرانسه:‌ ایران هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نیست واشنگتن پست: رهبر ایران داشتن سلاح‌های هسته‌ای را گناهی بزرگ و نابخشودنی خواند

شبکه «ای‌بی‌سی نیوز»: رهبر ایران گفت که استفاده از سلاح‌‌ هسته‌ای یک «گناه بزرگ» است

رویترز: رهبر ایران بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران و حقوق هسته‌ای این کشور تاکید کرد

شینهوا: رهبر ایران مواضع هسته‌ای تهران را مقابل سران «نم» تشریح کرد

یدیعوت آحارانوت: آیت‌الله خامنه‌ای سخنرانی آتشینی علیه غرب انجام داد

بی.بی.سی: رهبر ایران آمریکا را زورگو خواند راشاتودی: رهبر ایران تاکید کرد که ایران قصد تولید سلاح هسته‌ای ندارد

الجزیره: آیت‌الله خامنه‌ای تاکید کردند که ایران هرگز در پى تسلیحات هسته‌اى نیست

خبرگزاری فرانسه: رهبر ایران در حضور بان‌کی‌مون از شورای امنیت انتقاد کرد

پایگاه خبری الانتقاد: جنبش عدم تعهد باید نقش محوری در مقابله با سلطه طلبان ایفا کند

یورو نیوز: ایران انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را کنار نمی‌گذارد 

 

قبل از جنگ جمل طلحه و زبیر خِداش عبد قیس را برای رساندن پیغامی نزد امیرالمؤمنین (ع)  فرستادند.

گفتند: "تو نزد مردی می روی که او و خانواده اش را به سحر و جادو می شناسیم. مواظب باش تا تحت تأثیر او قرار نگیری؛ چرا که در سخن گفتن بسیار تواناست.

او را دیدی آیه سخره بخوان و از حیله او و شیطان به خدا پناه ببر. در خلوت با او نمان. نزدیک او ننشین. به او خیره نشو. اگر خوردنى و نوشیدنى و عسل و روغن برای تو آورد نخور.

به او بگو: برادران و پسر عموهایت قسمت می دهند که قطع رحم نکنی. فراموش کردی ما از روزى که پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فوت نمود به خاطر رهبرى تو با مردم و اقوام خود مخالفت کردیم و از آنها بریدیم. حال که تو رهبرشدی ما را تحویس نمی گیری و نا امیدمان می کنی ... اگر امثال عمار یاسر و مالک به تو توصیه می کنند که از ما دوری کنی، مطمئن باش آنها توانایی دفاع از تو را ندارند و به اندازه ی ما برای تو مفید نیستند.

شنیده ایم به ما دشنام دادی و ما را نفرین کرده ای!!

چه چیز تو را به این کار واداشته است؟ چرا این کار را انجام می دهی؟ تو از شجاع ترین سواران عرب هستی! به جای جنگ، لعن و نفرین را برگزیدی؟ فکر میکنی با این کار از تو می گذریم!!!؟ "

خِداش نزد امیرالمؤمنین (ع)  رفت و طبق دستور رفتار کرد.

حضرت علی (ع) دید او با خود چیزی زمزمه می کند. خندید. فرمود: " ابا عبد قیس نزدیک بیا " و به جایی نزدیک خود اشاره کرد.

"جا برای نشستن بسیار است من تنها می خواهم پیامی به تو برسانم."

 " پس چیزی بخور. لباست را تمییز کن. روغن به دست و پایت بمال. بعد پیغامت را بگو. قنبر برخیز پذیرایی کن. "

"چیزی احتیاج ندارم. "

" مى خواهى در جاى خلوت بنشینم."

" حرف خاصی نیست. علنی می گویم. "

امام (ع) قسمش داد: زبیر به تو سفارش نکرد که از این امورى که من به تو پیشنهاد کردم دورى کنى؟ خداش گفت: بله.

دعایی به تو نیاموختند نزد من آمدی بگویی؟ "

" به خدا قسم چرا"

" آیه ی سُخره؟ "

" بله. "

" آن را بخوان. "

آن را خواند. علی (ع)  همراه او تکرار می کرد. هرگاه اشتباه می خواند آن را تصحیح می کرد. تا اینکه هفتاد بار خواند. مرد پرسید چرا هفتاد بار این آیه را خواند؟

" آیا در قلبت احساس اطمینان می کنی؟ "

" به کسی که جانم به دست اوست بله. "

اکنون بگو آن دو نفر، چه پیامى براى من فرستاده اند؟ خداش پیام آنها را به امام على (علیه السلام ) رساند.

امام فرمود به آنها بگو: گفتار خود شما، براى استدلال بر محکومیت شما کفایت مى کند. خداوند گروه ستمگران را هدایت نمى کند. شما مى پندارید برادر دینى و پسر عموى نسبى من هستید؟ البته در مورد خویشاوندى نسبى آن را انکار نمى کنم ولى با آمدن اسلام پیوند جاهلیت قطع شد، اما در مورد برادر دینى بودن شما؛ راست نمى گویید. شما با کارهاى خود با قرآن خدا مخالفت نمودید و شیوه برادر دینى را از بین بردید و از تحت فرمان من خارج شدید... در مورد مخالفت شما با مردم به خاطر من، از هنگام رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم شما از روى حق با آنها مخالفت نمودید (و با من بیعت کردید) ولى بعدا با مخالفت با من، آن حق را باطل نمودید و اگر از روى باطل با مردم مخالفت کردید پس گناه آن باطل و گناه جدید مخالفت با من برگردن خود شما است، به علاوه، انگیزه مخالفت شما با مردم (براى من نبود، بلکه ) به خاطر طمع به دنیا بود.
در مورد اینکه مى گویید: امید شما را قطع کردم و چنین معتقدید؛ خدا را شکر که عیب دینى بر من نگرفتند (زیرا قطع کردن امید آلودگان و معصیت کاران ، جرم دینى نیست ) و اما انگیزه دورى من از شما، آن چیزى است که موجب سرپیچى شما از حق و بیعت شکنى شما شد و افسار بیعت را مانند چارپایى که افسارش را پاره مى کند پاره کردید و از گردنتان بیرون آوردید...
اما اینکه مرا از شجاعترین قهرمانان عرب خواندید و از این رو نفرین مرا مناسب شجاعت من ندانستید، بدانید که در هر مقامى و مرحله اى کارى مناسب است، شجاعت من در آنجاست که سخت در تنگناى دشمن قرار گیرم و خداوند دل توانمند به من بدهید و به دفاع برخیزم اما شما در مورد نفرین من نباید بى تابى کنید، چرا که نفرین کسى که به پندار شما، جادوگر و از خاندان جادوگر است ترسى ندارد.
بعد فرمود: " خداوندا! اگر طلحه و زبیربه من ستم کرده اند و نسبت ناروا (جادوگرى و دست داشتن در قتل عثمان و...) به من دادند و و آنچه را که از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در شاءن من دیدند و شنیدند، کتمان نمودند و با تو و پیامبرت مخالفت کردند " زبیر را به بدترینِ مرگها بمیران و خونش را در حال گمراهی بریز. طلحه را ذلیل کن و در آخرت نیز برای آنها از این شر ذخیره ای قرار بده. بگو آمین و خداش گفت آمین.

" به سوی آنها برگرد و آنچه گفتم به آنها برسان! "

" برنمی گردم مگر از خداوند بخواهی که زود نزد تو برگردم تا رضایت تو را به دست بیاورم. "

پس حضرت این چنین دعا کرد و او به سرعت برگشت و در روز جنگ جمل در رکاب امام به شهادت رسید.

 

پ ن: امید است که پیغام رسانان شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد نیز عاقبت بخیر شوند.



اللهم اجعلنی مجددا لدینک و محی لشریعتک
اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و المستشهدین بین الیدیک



 
 
نماز جمعه در مصلا خواندنم آرزوست...
نویسنده : - ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۳۱
 



"مسجد باید در هر منطقه و محل؛ مأمن و مایه‌ی خیر و برکت باشد و به طریق اولی، وسیله‌ی زحمت و آزار مجاوران نگردد. پخش صداهای آزاردهنده بویژه در شب و هنگام آسایش مردم، کاری ناروا و در مواردی خلاف شرع است. تنها صدائی که باید از مسجد در فضا طنین بیفکند بانگ اذان با صوت خوش و دلنواز است." (امام خامنه ای پیام به نوزدهمین اجلاس سراسری نماز20/7/ 1389)
سالهاست با گذشت مدت طولانی از آغاز احداث مصلی تهران، همچنان شاهد برگزاری نماز جمعه، عید سعید فطر و عید قربان در محوطه باز دانشگاه تهران و خیابان های اطراف آن هستیم. درحالی که  مجتمع بزرگ مصلای امام خمینی در ۲۰۴ هکتار از اراضی عباس‌ آباد در زمینی به وسعت ۶۵ هکتار در حال احداث می باشد. منطقه ای که به دلیل جنبه های متفاوتی نظیر دسترسی راحت به مترو، پایانه های مسافربری، گنجایش تعداد بالای نمازگزاران و ... در نظر گرفته شد.
اقدامات اولیه برای ساخت مصلای تهران در سال ۱۳۶۱ آغاز و در سال ۱۳۶۹ بر خلاف توصیه حضرت امام خمینی "ره" مبنی بر اینکه "سادگی مصلی باید یادآور سادگی محل عبادت مسلمانان صدر اسلام باشد و شدیداً از زرق و برق ساختمان‌های مساجد اسلام آمریکایی جلوگیری شود"(24/8/67) ساخت آن آغاز شد.
بنابر گفته‌های مسئولان مربوطه، مصلای تهران تنها به عنوان محل برگزاری نمازهای جمعه، نماز عید فطر و مانند این‌ها نیست، بلکه بصورت یک مجتمع بزرگ اسلامی و دارای کاربری‌های متنوعی است و در طراحی آن سالن‌های متعددی به منظور برگزاری گردهمائی‌ها و سمینارهای داخلی و بین‌المللی، موزه انقلاب اسلامی، آمفی تئاتر، مرکز مطالعات و تحقیقات بین‌المللی اسلامی، موسسه آموزشی علوم اسلامی، مرکز آموزشی صنایع دستی و هنرهای اسلامی و ایرانی، بنای یادمان وداع امت با امام(ره)، بازارچه صنایع دستی و فرهنگی و نشریات طراحی شده است. اما با گذشت بیش از 25 سال ،هم اکنون تنها شبستان مصلا، آن هم برای برگزاری برخی نمایشگاه ها قابل استفاده است.
از اوایل دهه ۱۳۷۰ تا سال ۱۳۸۷ نمازهای عید فطر تهران به امامت امام خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی ایران در این مکان برگزار می شد. منتها به صلاح دید مسئولین مربوطه از سال 88 به محوطه دانشگاه تهران تغییر یافت که باعث ایجاد مشکلات فراوانی گشته است.
کافی ست کمی پای درد و دل نمازگزاران و ساکنین خیابان های اطراف دانشگاه تهران بنشینید تا علی رغم تلاشهای فراوان مسئولین مربوطه برای برگزاری هرچه بهتر نمازجمعه، از مزاحمت ها و مشکلاتی که توسط برخی برگزاران کنندگان نمازجمعه هر هفته ایجاد می شود آگاهی پیدا کنید. مشکلاتی مانند:
1-       محدودیت های ترافیکی که از ساعات ابتدایی صبح جمعه آغاز می شود و اجازه تردد به خودروها بخصوص خودرو های ساکنین منطقه و در بیشتر اوقات اجازه پارک در درب منزل به آنها داده نمی شود. البته این محدودیت ترافیکی چند وقتی ست از ساعات اولیه صبح به ساعت 2 بامداد تغییر یافته و جرثقیل های حمل ماشین در آن موقع شب با بلندگو به دنبال صاحبان خودرو های پارک شده در خیابان می باشند. درحالی که ساختمانهای این منطقه اکثرا فاقد پارکینگ هستند. این امر بیشتر اوقات موجب درگیری بین ساکنین و مسئولین مربوطه می شود.
2-       پخش انواع دعا، سروده ها، تواشیح ها، سخنرانی و خطبه های نمازجمعه از بلندگوهای خیابانهای اطراف دانشگاه تهران  با وجود بیمارستانهایی نظیر البرز،  آریا و... که این نیز برخلاف توصیه حضرت امام "ره" است آنجا که فرمودند: "گاهی می شود که کارهای به ظاهر اسلامی، لکن با بی توجهی و خلاف اسلام واقع می شود. فی المثل، اشخاصی می خواهند خدمت بکنند، پاسدارها می خواهند خدمت بکنند، پلیس می خواهد خدمت بکند و قصدش هم خدمت است، لکن گاهی در کیفیت عمل طوری می شود که معصیت می شود... مثل اینکه نصف شبها شروع می کنند به فریاد و شعار دادن و دعا خواندن و تکبیر گفتن، در صورتی که همسایه ها هستند و ناراحت می شوند، مریضها هستند، معلولین هستند، بیمارستانها هست و این ها رنج می برند، و شما یک چیزی را که می خواهید عبادت باشد، معصیت کبیره می شود. گاهی پیش من اشخاصی می آیند و شکایت می کنند که تمام آرامش ما را بعضی از این گروهها به هم می زنند و حتی ما خواب نداریم. ... اذیت مسلم و آزار مومنین از بزرگترین گناهان کبیره است." (حضرت امام خمینی"ره"سخنرانی در جمع استانداران 17/5/1361)
3-       بدیهی ست به علت استقبال گرم و پرشکوه نمازگزاران محوطه محدود سرپوشیده دانشگاه تهران پاسخگوی خیل عظیم نمازگزاران نیست و به همین جهت تعداد بسیاری از آنان مجبور به اقامه نماز در خیابان های اطراف می باشند که در زمستان ها در زیر باران و برف و در تابستانها زیر آفتاب و در تمام موقع سال در کنار جوب های آب و سطل های زباله نماز را اقامه می کنند.
4-       عدم دسترسی راحت نمازگراران خارج از محوطه دانشگاه تهران به امکاناتی چون سرویس بهداشتی و وضوخانه بخصوص برای بانوان. هرچند به صلاح دید مسئولین تعداد محدودی وضوخانه هایی در خیابان های اطراف برای نمازگزاران در نظر گرفته شده است ولی متأسفانه مسئولین مربوطه به خودشان زحمت نداده اند فکر کنند آقایان کنار خیابان وضو بگیرند، خانم های نمازگزار چگونه می توانند در ملأ عام وضو بگیرند؟ تا حداقل امکانات لازم برای وضو گرفتن را برای آنان فراهم نمایند. تا این عزیزان مجبور نشوند برای وضو گرفتن درب منازل مسکونی منطقه را بزنند و با جواب منفی و گاهی غیر مؤدبانه صاحب خانه ها به خاطر عدم اعتماد به غریبه ها مواجه شوند.
به راستی تا کی باید شاهد سوءاستفاده برخی مسئولین از سکوت مردم دلسوز و نجیب ایران در مقابل این کم کاری ها و  مزاحمتها باشیم؟ که سکوت آنها نه نشانه رضایت بلکه به خاطر جلوگیری از سوءاستفاده مخالفین نظام جمهوری اسلامی است.
جایگاه تأکیدات حضرت امام خمینی "ره" و رهبر انقلاب اسلامی برای عدم ایجاد مزاحمت برای مجاورین مساجد کجاست؟
و در نهایت چرا باید ساخت یک جایگاه نماز در ایران، این همه مدت به درازا کشیده شود؟

ومن الله توفیق

اللهم اجعلنی مجددا لدینک و محی لشریعتک

اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و المستشهدین بین الیدیک


 
 
جرم تو...
نویسنده : - ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱۸
 

مولا جان تو باید مورد بغض و کینه همگان قرار بگیری و نقشه ی قتل تو را طراحی کنند!

چرا که تو مجرم ترین افراد امت پیامبر صلواةالله علیه و آله بودی!

آخر جرم از این سنگین تر که تو اولین فردی بودی که به اسلام ایمان آوردی؟

جرم از این بد تر که همیشه در کنار پیامبر صلواة الله علیه و آله بودی؟

تو مجرمی به خاطر اینکه شجاعانه در بستر پیامبر صلواة الله علیه و آله خوابیدی تا جان پیامبر را نجات دهی.

جرم تو را مادرم فاطمه زهرا صلواةالله علیها چه زیبا در خطبه ی فدکیه ترسیم میکند؛ هر جا شاخ شیطان ظاهر می شد یا درندگان شرک دهانهایشان را باز می کردند که مسلمانان را ببلعد پیامبر صلواةالله علیه و آله تو را در دهان این درندگان می انداخت تا بقیه سالم بمانند. و وقتی در دهان آنان می افتادی آنها را رها نمی کردی و در مقابلشان تسلیم نمی شدی تا اینکه زیر قدمهای خود لگدمالشان می کردی.

تو مجرمی به خاطر اینکه هر وقتی دشمنان خداوند متعال ندای هل من مبارز سر می دادند تو اولین نفری بودی که با شجاعت اعلام آمادگی می کردی.

تو مجرمی به خاطر اینکه وقتی پای کار خدا به میان می آمد، با کمال خیر خواهی و با کمال کوشش و نهایت سعی و تلاش آماده اطاعت دستور پیامبر صلواة الله علیه و آله بودی و سر از پا نمی شناختی و هیچ نیرویی برای خودت ذخیره نمی کردی و بدون حساب و کتاب دنیوی هر زحمتی را تحمل می کردی و هر رنجی را به جان می خریدی.

تو مجرمی به خاطر اینکه در جنگ احد وقتی پیامبر صلواة الله علیه و آله با تنی مجروح بر زمین افتاده بود و یکی یکی اصحاب را به اسم صدا می زد و می فرمودند من اینجا هستم به کمک من بیایید و بقیه بی اعتنا به سخن پیامبر صلواة الله علیه و آله فرار می کردند و در گوشه ای سرک می کشیدند که ببینند کی کار پیامبر صلواة الله علیه و آله تمام می شود تو با تنی که 80 زخم شمشیر و نیزه بر آن بود با تمام توان تنها به یاری پیامبر صلواة الله علیه و آله رفتی.

آری جرم تو ایستادن و فرار نکردن بود علی تو که بهانه ی خوبی داشتی تو که جانباز بودی پس چرا باز دست از سر پیامبر صلواة الله علیه و آله بر نداشتی مگر نمی دانستی که کسی تحمل این همه محبت را ندارد.

تو مجرمی به خاطر اینکه فرمانبرداری تو از پیامبر صلواةالله علیه و آله بدون حساب و کتاب شخصی است و اگر کسی در کنار تو بود تاب تحمل این همه ولایت مداری از پیامبر صلواة الله علیه و آله را نداشت چرا که ملامت ملامت گران نتوانست تو را از اطاعت رسول خدا صلواة الله علیه و آله باز دارد.

تو مجرمی به خاطر اینکه سه شبانه روز نان افطار اهل خانه ات را به یتیم و فقیر و اسیر دادی و تنها خداوند متعال  نظاره گر این انفاق بود و جبرئیل امین به دستور خداوند متعال خبر این انفاق را به گوش پیامبر صلواة الله علیه و آله رساند و سوره ی دهر در وصف اهل خانه ی تو نازل شد.

تو باید، مورد بغض و کینه ی حسابگران دنیوی قرار می گرفتی.

تو مجرمی به خاطر اینکه در روز مباهله خداوند متعال تو را جان پیامبر صلواة الله علیه و آله خواند.

تو مجرمی به خاطر اینکه عدالت تو دوست و دشمن را نمی شناسد.

علی ای کاش تو کمی آینده نگر بودی و و با سیاست رفتار می کردی.

تو مجرمی به خاطر اینکه روزها در نخلستانها قنات می زدی و نخل می کاشتی و به طعنه های دیگران که می گفتند علی انقدر به فکر مال دنیا نباش گوش نمی دادی و شبها هر آنچه را روز به دست آورده بودی بین فقرا تقسیم می کردی و از آنها به خاطر کوتاهی علی حلالیت می طلبیدی.

تو مجرمی به خاطر اینکه جز برای رفع تشنگی و گرسنگی آب و غذا نمی خوردی و به زیور های دنیا توجه نداشتی.

تو مجرمی به خاطر اینکه در روز سقیفه به جای اینکه بروی از حق خدایی خود دفاع کنی مشغول مراسم تشییع پیکر مطهر پیامبر خدا صلواةالله علیه و آله بودی.

پناه می برم به خدا از این همه جرم که تو به تنهایی مرتکب شدی.

 آیا جز در دادگاه الهی می توان به این همه جرم رسیدگی کرد؟

پس مولا جان محاکمه تو بماند برای روز قیامت.

 

اللهم اجعلنی مجددا لدینک و محی لشریعتک

اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و المستشهدین بین الیدیک


 
 
صاحب ما همه ما را یاد می کند...
نویسنده : - ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٢
 


مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی مثال خوبی زده است:

یک زنی دارای پسری می شود و شوهرش مرحوم می شود. پیش خودش گفته بود که وسایل آب و نان را شوهرم برایم گذارده است . با این پسر زندگی می کنم . وقت پیری هم او بزرگ شده است و عزیز و انیس من است.

...

بچه شش هفت ساله شده بود. یکی روز این زن از خانه رفت بیرون . دید پسرش در میان بچه ها از همه ضعیف تر است. بچه های کوچکتر از او وی را به زمین می زنند. این زن خیلی غصه دار شد. آمد فکر کرد دید این بچه بابا ندارد. پدرها می آیند بچه هاشان را می برند و این پسر می بیند. فکر کرد که چه کند. یک نقاش آورد و گفت: عکس یک جوان رشید را بکشد و برای او نشان و شمشیری بگذارد. نقاش عکس را کشید. آن را قاب کرد و روی دیوار نصب نمود و پرده ای روی آن کشید.

فردا که بچه خواست از خانه بیرون رود گفت: می خواهی پدرت را ببینی؟ گفت: بله. پرده را کم کم کنار زد. این بچه چشمش را به عکس دوخت. همان طور که نگاه می کرد دید بازوی بزرگی دارد. یک تکان به بازوهایش داد. نگاهی به ابرو و صورت پدرش کرد، چهره اش باز شد. نگاهی به سینه ی او کرد و سینه را جلو داد. مادر گفت: هروقت کسی با پدرت کشتی می گرفت پدرت پای او را می گرفت و به پشت بام می انداخت. بعد از این او قوت و قدرت گرفت. وقتی از خانه بیرون می آمد بچه ها جرأت نمی کردند نزدیک او بروند.

کسی که یاد ولی خدا و عزیز خدا می کند، قوی می شود. شما هم غصه دار
نباشید چون صاحب دارید. خدا و پیامبر (صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) و امامها (علیهم السلام ) صاحب شما هستند. در پیشامدها و اضطرابها شکست نخورید.

صاحب ما همه ما را یاد می کند. ما را رها نمی کند. انسان که یاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کند، این طور می شود.

 

میرزا جواد آقا برای غیبت حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این مثال را زد که مثل سر شکسته نباشند. بدانند صاحبی دارند.

 

اللهم اجعلنی مجددا لدینک و محی لشریعتک

اللهم اجعلنی من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین الیدیه


 
 
← صفحه بعد